اخبارمیراث فرهنگی و آثار تاریخی

شناسایی قلعه ای مربوط به دوره ی ایلخانیان در بخش کویرات

کمیته ی فرهنگی و پژوهشی انجمن حامیان محیط زیست ابوزیدآباد با مدیریت آقای مجید نوری، کارشناس باستان شناسی مدتیست که تشکیل شده و در این مدت کار خود را باشناسایی آثار تاریخی فراموش شده آغار کرده و در کنار آن به مطالعه و مستند نگاری این آثار و دیگر آثار معرفی شده موجود در بخش کویرات آران و بیدگل و شهر ابوزیدآباد می پردازد.

در آخرین تحقیقات این کمیته قلعه ای تاریخی متعلق به دوران ایلخانیان شناسایی و مستند نگاری گردید.

“مجید نوری” مسئول امور پژوهشی و فرهنگی انجمن حامیان محیط زیست ابوزیدآباد طی گزارشی نتایج اولیه مطالعاتشان را به شرح زیر بیان کردند:

 در فاصله دو کیلومتری غرب روستای فخره و در دشتی نسبتاً وسیع بقایای قلعه ای متعلق بدوره ایلخانیان وجود دارد که کاربری دفاعی داشته و در زمان ناامنی و تهاجمات از آن استفاده میشده است. این بنای سترگ ، به منظور داشتن دید و احاطه بر متخاصمان بر روی تپه ای طبیعی با شیب ملایم با پلان مربع شکل احداث گردیده و در ساخت آن از مصالح بوم آورد استفاده شده است . قسمت زیرین قلعه با استفاده از خشت و ملات گل ساخته شده و حصار درونی و بیرونی آن با استفاده از دیوارهای قطور چینه ای احداث گردیده است که ضخامت دیوار آن در برخی نفاط از یک متر نیز تجاوز می کند.

هم اکنون بدلیل گذر زمان و بدلیل فرسایش شدید از حصار دور قلعه آثار قابل توجهی برجای نمانده و قسمتهایی از آن در بین ماسه بادی ها مدفون شده است.

بمنظور صیانت از این اثر ، شایسته است اقدامات لازم در خصوص ثبت آن در فهرست آثار ملی کشور صورت پذیرد.

روستای فخره در غرب بخش کویرات و در جنوب شهرستان آران و بیدگل واقع شده است .

دوستانی که تمایل دارند با این کمیته همکاری کنند و نقشی ارزشمند در حفظ آثار تاریخی و فرهنگ خود داشته باشند می توانند در انجمن و این کمیته عضو شده و در حد توان همکاری کنند.

جهت مشارکت در حفظ محیط زیست و حمایت نقدی از برنامه های انجمن اینجا کلیک کنید.

صدری، مسیب، آذر۱۳۹۱

مسیب صدری

مسیب صدری-کارشناس ارشد مدیریت فناوری اطلاعات- مدیر انجمن

نوشته های مشابه

‫۳ دیدگاه ها

  1. yalda
    به صد یلدا الهی زنده باشی / انار وسیب وانگورخورده باشی
    اگریلدای دیگرمن نباشم، تو باشی وتو باشی وتو باشی
    پیشاپیش یلدات مبارک
    .
    .
    .
    مهم نیست هندونه ی شب یلدات شیرین نباشه
    یا انارات ترش از آب دراد
    یا کدو تنبلی که بار میذاری بیمزه بشه
    یا چند تا از گردوهایی که می شکونی پوک باشه
    مهم اینه که کسی داری که یلدا رو بهت تبریک بگه
    .
    .
    .
    شب یلدا عزیزه هندوانه
    اگرچه ترش و لیزه هندوانه !
    بهایش را چو پرسیدم ز یارو
    بگفتا هیس ! جیزّه هندوانه !
    .
    .
    .
    اس ام اس شب یلدا
    ازین شربت یکی پیمونه بردار / اناری آتشین دردونه بردار
    درین یلدا تو شیرین کن لبانت / بیا قاچی ازین هندونه بردار
    یلدای همتون مبارک
    .
    .
    .
    فریاد کشیده هر دو جیبم جانسوز / با دیدن نرخ هندوانه دیروز
    یلدا تو کمی دیر تر امسال بیا / یارانه برای تو ندادند هنوز !
    .
    .
    .
    پیامک شب یلدا
    لبی سرد و دلی افسرده داریم
    به سر افکار تیپا خورده داریم
    رسد پایان پاییز و از آغاز
    هزاران جوجه ی نشمرده داریم
    .
    .
    .
    رفتم شب یلدا به سراغ حافظ / تا حال مرا کند برایم محرز
    گفتم که شود بهتر از این احوالم ؟ / دیوان به زبان آمد و گفتا هرگز !
    .
    .
    .
    از غم به جان آمد دلم درمان ندارد
    شام غریبان را سحر امکان ندارد
    امشب شب مهتاب و یلدا با هم آمد
    تکرار تلخ ماجرا پایان ندارد
    .
    .
    .
    رویت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوونه
    خنده ات مثه پسته و عمرت به بلندی یلدا . . .
    .
    .
    .
    آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !!
    بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی
    بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی
    بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی
    فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟
    جوجه ها را بعدا با هم میشماریم . . .
    .
    .
    .
    با سلام، اگر در صحت و سلامت به سر می برید،
    لطفا به این شماره پیامک خالی بفرستید
    طرح سر شماری جوجه های آخر پاییز!
    .
    .
    .
    روی گلتون به سرخی انار
    شبتون به شیرینی هندوانه
    خنده هاتون مثل پسته
    و عمرتون به بلندی یلدا
    شب یلدا مبارک
    .
    .
    .
    سلام ای دیر آشنای لوند دوران
    ای دخترک باز مانده قرون و اعصار
    ای بهانه بیداری ادب رنجور ایران
    امشب ایران محفل اش هست باتو بیدار . . .

    .
    .
    .
    تو خوشگلترین، خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی
    اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!
    .
    .
    .
    یلدا شب پیوند دل و خاطره است
    دیدار من و برف لب پنجره است
    یلدا شب هندوانه و فال و غزل
    کار دل من بی تو ولی یکسره است . . .
    .
    .
    .
    شب یلدا کنار یار بودم
    به او دلبسته و بیمار بودم
    شپش هایش گرفتم از سر شب !
    منِ نادان مگر بیکار بودم!
    .
    .
    .
    فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی چشم همه به توه
    خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی جوجه !
    .
    .
    .
    شبای چله، کرسی و پتوی چل تیکه، انار سرخ و چل گیس عاشق
    شبای یلدا، آدمای تنها، بخاریای آهنی و غصه ی فردا، قصه های کوتاه و سوز و سرما
    .
    .
    .
    شما را گر شب یلدا بلنده / مرا لیست طلبکارا بلنده
    از اول شانس و اقبالم کج افتاد / زمانه ناقلا با من لج افتاد
    اگرچه بخت من چون شام تاره / در اون بالا ندارم یک ستاره
    ولی هندونه ام در شام یلدا / سفیدیش بود چون شیر گاوا
    انارم ترش و گردوهام پوچه / و چشمان زنم افسوس لوچه
    بود آجیل تلخ و سیب ها کال / و قطعاً می شود وارونه ام فال
    خلاصه در شب یلدای بنده / بود اوضاع و حالم باب خنده

    1. سلام دوست عزیز
      ممنون از توجهتان
      آقای مهندس نوری درگیر یک پروژه در سطح شهرستان هستند که مربوط به کارشون هست. به=عد از اتمام کارشون انشاءالله کار در خصوص میراث فرهنگی در انجمن بیشتر خواهد شد.
      موفق باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا